صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٣١
علم هستید (بیشترند الحمد لله، خدا بیشترشان کند) شما بعد به تمام اینها ابلاغ کنید از قول من، ابلاغ عاجزانه، ابلاغى که یک نفر فقیر دستش را دراز مىکند که منابر، در منابر بگوئید که مجلس مؤسسان به آن معنا ملت نمىخواهد. به مردم حالى کنید مطلب را. مسأله، مسأله اقتصاد نیست، مسأله خانه نیست که من بتوانم از خانه بگذرم، از اقتصاد بگذرم، مسأله، مسأله قرآن است. مىتوانیم ما بگذریم از قرآن ؟! ما نمىتوانیم بگذریم از این. آن که مىگوید مجلس مؤسسان اگر نباشد ما تحریم مىکنیم، این همین کمونیستها هستند که آن را تحریم کردند، حالا هم باز همین حرف را مىزنند، یا یک کسى است که اشتباه دارد اشتباهش باید رفع بشود. اینها نظرشان این است و اشخاصى که حسن نیت دارند، توجه به این ندارند، نظرشان به این است که تعویق بیندازند. هى تعویق، تعویق، تعویق و مجلس مؤسسان به آنطورى که در غرب هست و ما همیشه باید تقلید از غرب را بکنیم و مع الاسف دست بر نداشتیم از این غربزدگى، آن مجلس مؤسسان شش ماه مىخواهد تا آن افراد تعیین بشوند، هفتصد نفرى، هشتصد نفر، اگر کارشکنى نکنند در آن، بعد هم چند ماه مىخواهد اصلا یک مجلسى درست بشود، آئین نامهاش نوشته بشود، بعد هم خدا مىداند چقدر مىخواهد تا رسیدگى به آن طورى که شیاطین مىخواهند، رسیدگى بکنند. ما مىخواهیم یک مملکت اسلامى درست کنیم، ما نمىخواهیم یک مملکت غربى درست کنیم، ما حقوقدان غربى لازم نداریم، اصلا صلاحیت ندارد آن کسى که حقوق به معناى حقوقدانى غربى و غربزدگى دارد، او صلاحیت ندارد که در قانون ما دخالت بکند و با قانون اساسى مسکو را نمىخواهیم درست بکنیم ما قانون اساسى آمریکا را که نمىخواهیم، ما مىخواهیم قانون اساسى اسلام را درست کنیم. اسلام شناس باید دراینجا دخالت داشته باشد، اسلام شناس روحانیون هستند و بعضى ازا شخاصى که در روحانیتداخل هستند ولو از صنف دیگر هستند لکن اطلاعات اسلامى سیاسى دارند و ما همینها را مىخواهیم تعیین کنیم یعنى نه اینکه، ملت ما همینها را مىخواهد. ما تبلیغ مىکنیم، شما هم تبلیغ بکنید یک همچو اشخاصى باید تعیین بشوند. حالا الان وظیفه همه شما آقایان و رفقا و برادرهایتان و ما و دوستانمان همه باید توجهمان الان به این باشد که این طرحى که دولت مىدهد صحیح است و همه تأیید کنیم دولت را تا رفراندم بگذارد قانون اساسى را. دیشب بود که در روزنامه دیدم که سفیر سوئیس گفت که قانون اساسى در این مملکت به رفراندم گذاشته مىشود و در همه جا این رسم هست، برویم سراغ وزارتخانهاش آن هم نه، برویم سراغ اداراتش آن همه نه. ما همچو چیزى نمىخواهیم، ملت ما مىخواهد که اسلام درخارج تحقق پیدا بکند،یعنى هر کس وارد هر وزارتخانهاى بشود خیال کند که وارد شده در یک معبدى، یک جائى که مردمش آنجا هستند مردم صالحند. اگر وارد شد در ژاندارمرى، مثل سابق نباشد که رضاخان وارد شده بود آنوقت نوشته بودند که وارد شد در ژاندارمرى دست گذاشته بود در جیبهایش گفته بود مىترسم بدزدند. اینجور نباشد. سردارهاى جنگهاى اسلامى امام جماعت هم بودند. همان سردارى که مىفرستادند حاکم کجا بود، یا مىفرستادند رئیس لشکر کذا بود، امام جماعت هم بود، آنها صالح بودند (نه، امام جماعت که چیزى نبود،نه) آنها صالح بودند. ما حالا مىخواهیم آنطور باشد که آن رئیس